#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_103
بعد عقب عقب وارد خونه شد و برگشت و رفت سمت پیانو و از روش گوشیش رو برداشت و به سمتم اومد و منم همچنان جدی نگاهش میکردم
به صفحه گوشیش خیره شد و بعد از چند لحظه گفت:
_ ۰۹...
شماره رو وارد کردم و روش زدم:
_ کله رنگی
نگاه سردی به سارین دوختم و اون عجیب نگاهش غم زده بود
اروم گفتم:
_ خداحافظ
پشتمو کردم و خواستم به سمتِ درِ حیاط برم که صداش مانع رفتنم شد
_ نیاز
اونقدر اسممو نیازمند صدا زد که ناخداگاه اخمام رفت تو هم
برگشتم سمتش که دیدم اروم و غم زده داره نگاهم میکنه
به سمتش رفتم و جدی گفتم:
_ بله؟
دستاشو از تو جیب شلوار جین سورمه ای رنگش بیرون آورد و مشت کرد و به زور و با بدبختی گفت:
_ من...ازت خوشم میاد
با چشمای گرد نگاهش میکردم که اروم تر با نگاهی پر تردید گفت:
_ یعنی...فکر کنم دوست دارم، همش بهت فکر میکنم
ابروهام بالا پرید
انتظار نداشتم انقدر سریع مُخشو بزنم
پیشرفت کردم!
باید برا خودم اسپند دود کنم
با خونسردی کامل، با نگاهی سرد به نگاه ملتمسش زل زدم و گفتم:
_ باشه، مرسی !
پشت کردم به نگاه ناباور و خیرت زدش !
اروم اروم اما با قدم های محکمم از خونش خارج شدم و درو پشت سرم بستم و به آل استارای مشکی سورمه ایم زل زدم و اروم سوار موتور شدم و کلاه کاسکت رو روی سرم گذاشتم
دستی روی کت سورمه ای و لی کوتاهم کشیدم و از جیبش سوعیچمو دراوردم و موتور رو روشن کردم و راه افتادم
چند صد متر جلوتر موتور رو نگه داشتم و کلاه رو از سرم برداشتم و گوشیمو از تو جیب شلوار جین تنگم به زور در اوردم و جستجو اسم
(کله رنگی) رو زدم
بین اون همه اسم عجیب غریب پسر، حوصله نداشتم دنبال اسمش بگردم
جالب این جاست همه اون پسرا هم شمارشون تو لیست بلاکی بود
شمارشو پیدا کردم و رو شمارشو لمس کردم و گوشی رو چسبوندم به گوشم
چهار تا بوق خورد
از استرس لبامو گاز میگرفتم و با ناخنم بازی میکردم
صدای سردش باعث شد تعادلمو رو موتور از دست بدم و پامو برداشتم که کم مونده بود بیوفتم!
_ الو
خودمو به زور کنترل کردم و پامو چسبوندم به زمین و اروم اما محکم گفتم:
_ نیازم
یهو صدای پر تمسخرشو شنیدم:
_ نیاز؟ صبر کن یادم بیاد
romangram.com | @romangram_com