#دختر_مغرور
#دختر_مغرور_پارت_76


خندیدم و گفتم:بغض نکردم الکی بود

آریا متعجب:یعنی اینا همه الکی بود

_آره

آریا: واقعا بازیگره خوبی هستی من پیش خودم گفتم این دختره مغرور که هیچ وقت گریه

نکرده چجوری داره به خاطر حرف یه پسر بغض میکنه

_بریم شهر بازی

آریا با خنده ابرو هاشو انداخت بالا: مگه تو بچه ای ؟ شهربازی جای بچه هاست

_بریم دربند

آریا: نه اونجا شلوغه ....بیا بریم دزدی

قیافه من اون لحظه اینجوری بود😳😳: چرا بریم دزدی دیوونه شدی ؟

آریا:شوخی کردم😂😂 میخوام ببرمت یه جای خوب بلند شو

_کجا

آریا: بیا خودت میبینی

بی حرف از جام بلند شدم💒🏰🏯





از رستوران خارج شدیم ..... در ماشین و برام باز کرد و گفت : بفرمایید مادمازل سوار

شدم اونم درو بست و سوار شد ....ماشین و روشن کرد..حرکت کرد....یک آهنگ قشنگ

گذاشت .....به نیم رخش نگاه کردم ...الحق که خوشگله فکر کنم سنگینی نگاهمو حس کرد که

سرشو برگردوندو به من نگاه کرد اونم با لبخند بهم خیره شد ...همونجوری بهم خیره شده

romangram.com | @romangraam