#دل_من_دل_تو_پارت_288

-نکـن! برو بیرون الان یکی میاد آقای رئیس!

دستشو فرو کرد توی موهام و گفت:

-اما بلاخره روزی اون خانم این خونه میشه.

-به جهنم!

پوزخندی زد و دستش حالت نوازش روی موهام رو داشت آب دهنم رو قورت دادم:

-برو بیرون داری اذیتم میکنی.

-دوست دارم اذیتت کنم. اختیارت دسـتمه.

-کی گفته؟! اصلا هم اینطور نیست من اختیارم دست خودمه!

-هرکسی که من رو میشناسه بدون اجازه ی من پلک هم نمیزنه.

-چقدر خرن اونایی که شما رو میشناسن و بدون اجازتون پلک نمیزنن.

-یعنی تو خری؟!

-من که واسه پلک زدن از شما اجازه نمیگیرم!

-چرا. اجازه میگیری.

موهام رو کشید و گفتم:

-آخ سرم درد میکنه نکن.

-میگرن داری؟!

-آره... باد سرد خورد به پیشونیم اینجوری شدم.

-تو که همیشه زیر هدبند و شالت قایمی.


romangram.com | @romangram_com