#دل_من_دل_تو_پارت_230
سری تکون دادم و گفت:
-دهنم خشک شد یه چیزی بیار ما بزنیم تو رگ خب!
سری تکون دادم و رفتم تو آشپزخونه... واسش خوراکی بردم و با دیدن تصویر تی وی قیافم عاقل اندر سفینه شد! داشت بره ی ناقلا نگاه میکرد!:
-قیافت چرا اونجوری شد؟! مگه من دل ندارم؟! توام بشین نگاه کن خیلی باحاله!
بر و بر نگاهش کردم:
-من میرم بالا...
-منم بیام؟
تیز نگاهش کردم که چشماش گرد شد:
-خب بابا شوخی کردم!
با چشم غره رفتم سمت پلها و تصمیم داشتم برم حموم.دو روز تنم رنگ آب و کف شامپو به خودش ندیده بود. شالم رو برداشتم و پرت کردم روی تختم...از توی کیفم تونیک صورتی سفیدم رو برداشته و پوشیدم. نصف صورتی بود و نصـف سفید و یه کمربند طلایی زنجیری داشت و خیلی خوشگل بود. با شلوار کتان سفید گذاشتم روی تخت و موهام رو باز کردمو پریدم تو حموم. اوف چه شیک! یه دوش حــسابی با آب داغ گرفتم... کف شامپو زیاد بود و عطرش رو خیلی دوست داشتم سرتا سر موهام رو کفی کردم و شستم بعد دوش با حوله رفتم بیرون و لباسام رو پوشیدم و الان میموند جای سخت کار،خشک کردن موهام! پوفی کردم و حوله رو برداشتم و افتادم به جون موهام! نصفش رو خشک کردم و نصف دیگش مونده بود بادی به غبغب انداختم و بعد خشک کردنشون موهام رو شونه کردم و بستم شالم رو با هدبند سرم گذاشتم و رفتم بیرون کم کم باید به فکر ناهار واسه این زبون دراز و خودم میشدم. از پله ها پایین رفتم.ای بابا این که خوابش برد!
تلویزیون رو خاموش کردم و رفتم سمت آشپزخونه و مشغول ناهار درست کردن شدم... دیشب شام نخورده بودم و فقط با صبحونه ی امروز مونده بودم... دلیل کم اشتهایام رو نمیدونستم و واسم مهم نبود کلا عادت داشتم. اما الان عجیب گرسنم بود... در حال سرخ کردن مرغ بودم نگاهی به ساعت انداختم نزدیک 12:30بود. نگاهم رفت سمت درگاه در با لبخند وایستاده بود من رو نگاه میکرد :
-چیزی شده؟
-آره! بدجور گرسنمه حالا با بوی این غذا بدترم شدم کی حاضر میشه؟!
-الان تموم میشه جناب...
-راحت باش بابا من عین آدرین سخت گیر نیستم... راستی شالت داره از سرت سر میخوره...
روش رو ازم گرفت و سریع شالم رو جا به جا کردم! خوبه آرسام یه جو غیرت مردونه داره! اما آدرین چطور؟ اون هم این طوری بود؟! نشست روی صندلی و با دستمال سفره بازی میکرد سریع همه چیز رو درست کردم و روی میز چیدم خواستم برم بیرون که گفت:
-ا! کجا؟ مگه ناهار نمیخوری؟!
-چرا اما بعد شما...
romangram.com | @romangram_com