#دل_من_دل_تو_پارت_170
-همین ادبت میکنه! تا جلو من گستاخی نکنی!
-تو حتی اگه من رو آتیش بزنی من همینیم که هستم!
چونم رو ول کرد و رفت از تراس بیرون و در تراس رو از داخل اتاقش قفل کرد؛ به خودم تسلط پیدا کردم. نفسی عمیق آرامش غرورت رو حفظ کن.. آروم باش... با صدای رعد و برق لبم رو گاز گرفت و خودم رو بغل کردم! باید بهش ضد حال بزنم! باید! چشمام رو بستم و نشستم کنار به بارون نگاه می کردم واسه اینکه بیشتر حرص کشش کنم لبخندی پت و پهن زدم و به بارون خیره شدم! از گوشه ی چشم به داخل اتاش نگاه کردم و دراز کشیده بود روی تخت! برام خیلی عجیب بود با بقیه فرق داشت... فکر می کردم الان بشینه از جیغ جیغ کردن من لذت ببره،هم خله هم عجیب!
نشسته بودم و برنج پاک میکردم.لبخندی نشست کنج لبم.. بانو داشت حافظ میخوند! :
-بانو حافظ دوست داری؟!
-خیلی... به شعر علاقه دارم...
بی اراده شعری از حافظ رو خوندم :
-از صداى سخن عشق، ندیدم خوشتر یادگارى که در این گنبد دوار بماند
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش.
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم
شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش
گفته بودی که: شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم طره را تاب مده تا ندهی بربادم
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم
می خورد خون دلم مردمک دیده سزاست کـه چرا دل به جگرگوشـه مردم دادم
بگفتمش: به لبم بوسه ای حوالت کن به خنده گفت : کی ات با من این معامله بود!؟
romangram.com | @romangram_com