#دل_من_دل_تو_پارت_148


-بیا تو...

رفتم تو ولی در رو نبستم! حداقل یه راه فرار از این گوریل انگوری داشته باشم! لباسش رو کند و سرم رو پاییـن انداختم بیشعور نمیگه من اینجام حداقل پیراهنش رو نکنه! عجب گیری افتادیم شلوارش رو جلومون نکنه خوبه! بی توجه بهش اخمام رو کردم توی هم و رفتم سمت کمد:

-کدوم کروات رو میخواین؟!

-خودم برمیدارم نیازی به تو نیست!

زیر لب گفتم

-جهنم!

خدا رو شکر انگار نشنید! صدای در حموم اومد و فهمیدم که رفت حموم! در کمدش رو باز کردمو عطرای تلخ و خنک اومد به سمتم؛لبخند زد چه قدر خوشبو! نفسی عمیق کشیدم و کت و شلوارش رو که کاور شده بود و بوی عطر تلخی میداد گذاشتم روی تختش... عکس همون دختره روی تخت بود.. اومدم برش دادم که لبم رو گزیدم نه! شاید خوشش نیاد! نگاهم رفـت سمت گاوصندقی که کنج اتاق بود هر چی هست باید همون جا باشه! نفسی عمیـق کشیدم با دوربین مخفـیای اینجا هیچ کاری ازم ساخته نیـسـت! پوفی کردم باید با ماری و رامتیـن صحبت کنم! از اتاقش رفتم بیرون و پلها رو یکی یکی طی میکردم و جلو آینه یه ذره هد بندم عقب رفته بود و موهام مشخص شده بود! کشیدمش جلو تر و موهام رو پوشوندم! نفسی عمیق کشیـدم و به بچها کمک کردم که میز صبحونه رو برای گوریـل انگوری بچینـیـم! یه فنجون و کاسه ی بیشتر دیدم:

-بانو؟! شما با والا حضرت صبحونه میخوری؟!

-نه عزیزم چطور؟!

-پس چرا یه فنجون بیش تر؟!

-پسرخاله ی آقا اینجان!

سری تکون دادم و یک پسر قد بلند با چشمای سبز رنگ هیکلی متوسط بینی صاف و سر بالا سبزه و موهای قهوه ای وارد شد لبخندی به لب داشت و اخمام رو بردم توی هم! همه با دیدنش سلام کردن و من هم سلامی کردم... به هممون با لبخند سلام کرد! شاید این سپهرمنش باشه از کجا معلوم؟! نه بابا رامتین نگفته بود سپهرمنش پسرخالشه که! رفتم توی آشپزخونه و آدرین همزمان اومد بیرون و کت و شلوارش رو پوشیده بود؛خیلی شیک سرم رو زیر انداختم و رفتم اون هم رفت سمت میز و با دیدن اون پسره اصلا اخمش باز نشد! اما پسره بلند شد :

-به به! سلام و صبح به خیر آقا آدریـن بزرگ! چطوری سرور؟!

-صبح توام به خیر آرسام... خوبم تو چطوری؟!

تکیه داده بودم به درگاه آشپزخونه و به حرفاشون گوش میدادم صداشون رو خوب نمیشد شنید اما خب از هیچی بهتر بود! :

-مگه میشه شما رو ببینم بد باشم سرور؟!

-کم تر مزه بریز ! ببینم کارا خوب پیش میره؟!

-عالیه عالی! امروز عملیـات موشک میشه واسه کامرانی... بهت قول میدم!

romangram.com | @romangram_com