#چشمان_سرخ_آبی_پارت_214


- واضحه داري دروغ میگی ست ...

ست شانه اي بالا انداخت:

- بهم اعتماد نداري؟ خودت خواهی دید. ما به یه بار نزدیک همون رودخونه می ریم و تا نیمه شب اونجا می

مونیم ... می تونی هر جور که دوست داري بررسی کنی ... اونوقت اگه دیدي دروغ گفتم ... من رو بکش ...

آدریان زیر لب گفت:

- دروغ نمی گه آیدن ... من الف ها رو خوب میشناسم. - سپس به اطراف نگاهی انداخت و ادامه داد - رزا

کجاست؟

آیدن به درختی کهنسال که فاصله نسبتا دوري از آنها قرار داشت اشاره کرد. رزا کنار درخت ایستاده بود و

علامت هایی روي درخت می کشید. آیدن گفت:

- اوناهاش ... فکر کنم داره نشونه گذاري می کنه.

ست گفت:

- بی فایده اس ... این درختا ترمیم میشن. اونم ظرف چند لحظه ...

آدریان نیم نگاهی به جوي آب انداخت و گفت:

- لابد به خاطر این جوي آب شگفت انگیز.

- دقیقا ... بهش بگین دست برداره. نشونه گذاري فایده اي نداره.

آیدن روي اسبش پرید و به سمت رزا رفت.

رزا در حالی که اشک می ریخت ، علامتی عجیب شبیه یک مثلث بی زاویه و خطوط مواج روي درخت کشید.

اما درخت در یک چشم به هم زدن ترمیم شد. آیدن گفت:

- رزا ... فایده اي نداره ... این درختا علامت گذاري نمیشن.

romangram.com | @romangram_com