#چشمان_سرخ_آبی_پارت_180


اما آیدن از لحن آدریان دریافت که خیلی پیش از اینکه این رویا را ببیند محکوم خشمی لجام گسیخته شده

است. آدریان هم گویی می دانست مقاومتی در کار نخواهد بود. آدریان روي شانه هاي آیدن دست گذاشت و

گفت:

- تو هنوز انسانی آیدن ... قواي انسانی قوي تر از هر نیروي ماوراالطبیعه می تونن باشن ... باهاش مبارزه کن

...

آیدن سرش را پایین گرفت و پا به پاي آدریان به راه افتاد. ذهنش اورا به شدت می آزرد. نمی توانست موضوع

را به سادگی باور و هضم کند. از طرفی خشم بی مرز امروزش هیچ توجیهی نمی توانست داشته باشد. سکوت

طولانی راه با سوال ناگهانی آیدن از آدریان شکست.

- تو هم ... تو هم گناه اغواگر داري؟

آدریان لبخند تلخی زد و گفت:

- من یه هیولاي کاملم آیدن ... مسلما یه گناه نابخشودنی هدایتم می کنه ... خیلی قوي تر از هر نیروي دیگه

اي ... .

- اون چیه؟

آدریان زیر لب گفت:

- خودت چی فکر می کنی؟

- اصلا اون گناها چین؟ بدون اینکه بدونم نمی تونم درباره تو حدس بزنم ...

آدریان رخم مارسل را بررسی کرد و گفت:

- خشم ، حسد ، تنبلی ، غرور ، پر خوري ، شهوت و طمع ...

آیدن شانه اي بالا انداخت و گفت:

romangram.com | @romangram_com