#چشمان_سرخ_آبی_پارت_165


وقتی براي آخرین بار به منظره شهر نابود شده نگاه می کردیم از رزا پرسیدم:

- تو چطور زنده موندي؟

رزا آهی کشید و گفت:

- من زنده نموندم.

- تو مردي؟

- خیلی پیش از اینکه جنگ بشه مردم.

- منظورت چیه؟

رزا سري به نشانه تاسف تکان داد و پاسخ داد:

- من یه خون آشامم سرورم ...

با اینکه به شدت متعجب شده بودم سعی کردم در کمال خونسردي حرف بزنم:

- لازم نیست من رو سرورم خطاب کنی.

- اما شما پادشاهید ...

- آره ... امپراطور یه سرزمین مرده ... پادشاه سرزمین مرده ها ...

- اما شما هنوز پادشاه من هستید.

- و تو هم یه آدم زنده نیستی.

رزا زیر لب گفت:

- خب وضعیت شما هم با من چندان متفاوت نیست ... شما هم از نظر فنی مرده به حساب میاید.

- خب پس دیگه بهم نگو سرورم.

- نمی تونین مجبورم کنین که دست از اطاعت شما بردارم سرورم.

romangram.com | @romangram_com