#چراغونی_پارت_93
باز هم همه خنديدند ...
مسعود حرفش رو ادامه داد و همه ساكت گوش ميداديم:
امروز تو دفترم نشسته بودم ديدم آقا يه شماره آورده ميگه بيا زنگ بزنيم يكم بخنديم... اول فكر كردم مزاحم تلفنيه يا باز يه نفرو گيرآورده اذيت كنه واسه همين گفتم نه؛ ولي انقدر اصرار كرد و قول داد كه مزاحم نيست تا قبول كردم
همه ساكت نشسته بوديم و چشم به دهن مسعود داده بوديم. من به این فكر میكردم که "چقدر وقتي ميخواد يه چيزي رو با شوخي تعريف كنه صداش جالب تر ميشه "
_ تلفن رو برداشت، يه شماره گرفت، گوشي رو هم گذاشت رو بلندگو ...اون ور خط يه خانمي جواب داد
_شركت پخش كرم حلزون.....بفرماييد
_سلام خانم، خوبين؟ خوشين؟ خانواده خوبن؟؟؟
_ممنون بفرماييد آقا در خدمتم
_خسته نباشين خانم، زنگ زدم تا ازتون در مورد كرمتون يه سوالي بپرسم
_ بفرماييد من اينجام تا به سوالات مشتريا جواب بدم
romangram.com | @romangram_com