#چراغونی_پارت_189
انقدر براي پایین رفتن عجله داشتم كه نمي دونم با چه سرعتي رفتم حموم و يه دوش كوتاه گرفتم.
به خاطر سردي هوا و سرمايي كه تو بدنم بود يه شلوار جين ويه تاپ پشمي پوشيدم كه آستين نداشت...
معمولا اين مدت، به خاطر حرف هاي مريم جون كه زمان رفتن ازم خواسته بود تا ميتونم تو لباش پوشيدن دقت كنم، لباس هايي مي پوشيدم كه به قول خودش زیادی لخت و دلبر نباشه
با ياد آوري مريم جون يه جايی تو قلبم به خاطرش تير كشيد ... دل تنگشون بودم ... دلتنگ خانواده اي كه فكر مي كردم منو نميخوان ولي ميخواستن...
براي همين يه بلوز مردونه روي تاپم پوشيدم. دكمه هاش رو نبستم ولي جلوشو گره زدم.
خودمو تو آينه نگاه كردم؛ خوب بودم ... دلم مي خواست بيشتر ازهميشه مورد توجه باشم ... به خودم اعتراف مي كنم كه توجه مسعود واسم خيلي مهمه...
از پله ها پايين رفتم. هنوز از مرسده خبري نبود. مثل اینکه حدس مسعود درسته و حالا حالاها ازشون خبري نميشه ... شونمو بالا انداختم. شايدم باهم برن خونه شهروز و بخوان يه جشن دونفره بگيرن...
***
توضيح : هر فوت 30/5 سانته قد نورا 165 سانته و قد مسعود 178 سانت
بيشتر كشتيگير ها قد هاي متوسطي دارن ولي از نظر هيكلي درشتن
****
_ سلام
romangram.com | @romangram_com