#کاکتوس
#کاکتوس_پارت_78

من بخاطر تو اینجام


سر چی باید بجنگیم

من ازت چیزی نمیخوام


جز یه عشق که بین ما هست

هرچی دوست داری خراب کن


مثل هر شب، سرنوشت

هردو مون و انتخاب کن


من که تسلیم تو بودم

از چه جنگی زخم خوردی


با کی میجنگی عزیزم

من ببازم تو نبردی...


عجیب این آهنگ من و یاد نوید انداخت و تمام فکر و ذکرم به سمتش پرت شد.

تقریبا یکساعتی با سینا گشتیم، دم در چند ثانیه ای ازش خدافظی کردم و رفتم بالا.

نوید روی مبل لم داده بود. و از سیگار تندش کام می گرفت.

انقد مست بودکه حتی متوجه حضور من نشد.

با عصبانیت به سمتش دویدم ، شیشه رو از میز برداشتم و پرت کردم به دیوار.

خنده ای سر داد و عمیق تر کام گرفت.

_ بس کن نوید. داری دیوونم می کنی؟ چه مرگته تو؟

تو چشمام زل زده بود، می تونستم هجم خشمش رو محاسبه کنم.

_ واقعا میخوای بدونی؟

_ آره.... آره...

_ ازت متنفرم همتا‌. میفهمی؟

romangram.com | @romangraam