#کاکتوس
#کاکتوس_پارت_70


_ داری تو تب می سوزی. برات سوپ درست کردم‌.

آروم شده بود و لحن صداش تغییر کرد.

_ برای من درست کردی؟

لبه تخت نشستم و کاسه رو به دستش دادم.

_ آره. می دونم تو دکتر بیا نیستی.

تا سوپت رو بخوری من برم تا داروخانه واست قرص و شربت سرما خوردگی بگیرم.

خواستم از جا بلند شم که یاد دیشب افتادم.

_ فکر می کردم چند سالی هست که الکل و ترک کردی؟

_ اون موقع دلیلی نداشتم که ادامه ش بدم.

_ خب الان دلیلت چیه؟

یه قاشق از سوپش خورد و گفت:

نمی خواد بری داروخانه. می خوام بخوابم‌ . خودم شب میرم.

اصراری برای ادامه صحبت نداشتم، از اتاقش بیرون رفتم ، صدای زنگ گوشیم من و به نشیمن کشوند.

سینا بود که گفت پایین منتظرمه.


رمان کاکتوس پارت ۵۷


لباس هام و عوض کردم، رفتم پایین و سوار ماشین شدم.

_ خب دلم واست تنگ شده بود گفتم بیام ببینمت. کار بدی کردم؟

_ نه عزیزم. من که چیزی نگفتم فقط وقتی یهویی میای اینجا و میگی من پایین منتظرتم نمیدونم باید چیکار کنم.

_ همتا داری زنم میشی دیگه. الان مشکلت اون گردن کلفته؟

از حرفش ناراحت شدم، چشم غره ای رفتم و گفتم: اصلا دوست ندارم از زبونت حرف بدی در مورد نوید بشنوم. اون واسه من خیلی عزیزه.

_ خیلی خوب باشه باشه ببخشید. کجا بریم خانم غر غرو؟

کمی فکر کردم و گفتم: نمیدونم هرجا که خودت بگی ولی باید زود برگردم نوید حالش خوب نیست.

_ ای‌ کاش انقد که به فکر اون بودی، فکر من بودی.


romangram.com | @romangraam