#بوسه_بر_زندگی_لعنتی__پارت_230

نگران به دکتر گفتم - چیشده ؟

دکتر نسخه ای تجویز کرد و گفت - نگاه کن قبل از اینکه بخوابه نوار چسبی معمولی به معقدش بچسبون و بعد صبح نوار رو بیار ،بده به آزمایشگاه همین مطب !

متعجب گفتم - که چی بشه ؟

دکتر لبخند زد و به من اشاره کرد نزدیکش بشم . نیم نگاهی به سوگند کردم و به طرف خانم احمدی رفتم - چیشده ؟

دکتر - برای اینکه ببینم تخم و یا کرمی یافت میشه و یا نه ؟

چشمام گرد شد - چی ؟

دکتر - همین کار رو که گفتم بکن و بعد هم به احتمال زیاد مبتلا به کرمک شده!

مبتلا به کرمک تو سرم اکو شد . ضربان قلبم تند شد.

خانم احمدی لبخند زد - نترس درمان داره ! فردا بیا ، تا دارو هاشو تجویز کنم .

دستم روی قلبم رفت ، سوگند قوی بود .

دکتر - هنوز عود نکرده ! زود درمان میشه !عزیزم ، باید همه ی اعضای خانواده درمان بشن ، چون تخمک ها پخش میشن و میریزن . خونه رو باید همیشه تمیز کنی ، دارو ها رو باید استفاده کنید .

- حتی مادرم ؟

دکتر - بله حتی ایشون !

- مرسی !

دکتر - دخترت باید دور از شما و پدرش و مادرتون باشه !

- باشه چشم ، پس امشب کاری که گفتید رو انجام بدم ؟

romangram.com | @romangram_com