#بوسه_بر_زندگی_لعنتی__پارت_213


- چقدر دوستش داری !

لبخند زدم - خیلی بیش از خیلی !

مامان - مهم نیست بچه برای کیه !

تند و کوتاه گفتم - نه!

مامان -پس برای کی ؟

- خودم ...

مامان قهقه ای زد - از دست تو دختر ! وقتی توی شکمم بودی ، دل تو دلم نبود ببینم چه شکلیی! می گفتم اگر زشت بشه چی کارش کنم ، خیلی جوون بودم !

از گفته هاش خنده ام گرفت - سالم بودنم در اولویت بوده ها !

مامان دستش رو به نشونه نه تکون داد و به شوخی گفت - نه ! خوشگلی ...

کنج لبم بالا رفت - مگه الان زشتم !؟

مامان کشدار گفت - نهههه، تو دختر زیبا و سالم منی !

تند بلند شدم و گونه اش رو بوسیدم - فدات بشم !

مامان لب گزید - خدا نکنه !

به سمت اتاق رفتم ؛ قبلش گفتم - من میرم حاضر شم . با ایلیا قرار دارم .ولی مامان با حامله بودنم ، خیلی کار ها خراب شد

مامان- میتونه بره و بعد از زایمانت بیاد


romangram.com | @romangram_com