#بوسه_بر_زندگی_لعنتی__پارت_162


ملودی اخم کرد - نه بابا ، مثل یک دوسته !

نا مطمئن گفتم - بریم

ملودی تند به سمت کمد لباسش رفت - الان حاضر میشم .

با عجز گفتم - ملودی اگر حامله بشم چی؟

نگاه کوتاهی بهم کرد و مکث کرد - میتونی سقطش کنی !

- غیرقانونیه



ملودی اخم کرد - اه انگار من نمیدونم ، میشناسم !

-کی ؟

ملودی مانتوش رو تنش کرد - همین دوست خاله ام ، کارش اینه !

-نگرفتنش؟

ملودی قهقه ای زد - کار بلده !

-اگر عمو بفهمه چی !

- نمیفهمه! شاید حامله بشی ، شاید هم نشی ! به کسی نگو خودم حلش میکنم !

- مطمئن باشم ، مشکلی پیش نمیاد !


romangram.com | @romangram_com