#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_253
درسته...
خیلی زیاد هم نیاز داره...
با حرف های من راضی نشد عمل کنه...
یک دقیقه صبر کن ببینم سینا چیکار کرده....
بعد از پیج سینا، پنج دقیقه گذشت تا وارد اتاق شد...
بعد از سلام و احوال پرسی گفت :
جونم دکتر؟
دکتر گفت :
درمورد نیلوفرع...
راضی نشد؟
سینا گفت :
نه....
خیلی یک دندس....
دکتر :
میدونستم...
آقای راد...
ما بدون رضایت مریض عملش نمیتونیم بکنیم که....
سری از سر کلافگی تکون دادم...
با عذر خواهی از اتاق بیرون اومدم...
به سمت نیلوفر رفتم....
وقتی منو دید گفت :
کجا بودی.؟
دلم هزار راه رفت!
میمیری خبر بدی؟
خیره سرم زنتم ها...
بعد این حرف یکهو سکوت کرد...
با صدای زیر گفت :
ببخشید...
حواسم نبود اسم شناسنامه ایتم...
معذرت میخوام...
و اشکال نداشت اگه من این موجود مظلوم رو بغل می کردم؟
جوری که تموم درداش یادش بره؟
عیبی که نداشت؟
آرتیمان :
کمکش کردم سوار ماشین شه...
بدنش خیلی ضعیف بود...
هوا هم سرد...
خدا به خیر کنه....
بعد از راه افتادن ماشین سرش رو به پنجره تکیه داد...
دستمو سمت پخش بردم...
بعد از روشن شدنش شروع کرد به خوندن....
"آهنگ زن از باران "
توصیه می شود شدید
به چشمام نگاه کن که یادت بیاد...
مریضم شدی تا نگاهت کنم..
romangram.com | @romangraam