#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_251


خدا نیستم کنه، اگه اخمی روی پیشونیش انداخته باشم.....

کاش لال میشدم. ..

محبت از سر ترهم رو کسی دوست نداره...

اما من.......

وای که حواسم نبود گله نکنم....

گله نکنم از سرکوفت....

از زخم زبون...

از ترحم....

از درد های توی دلم....

خلسه ی شیرین موجود فقط حاکی از

این بود که بر خلاف چیزی که نشون میده....

قلبش مهربونه....

رفت....

باید میرفت....

رفتنی میرود....

اما....

دل من هم با او رفت.....

چشمم به در خشک میشود تا بیاید....

کاش به این سرعت نمیرفت...

تا نگران نشم....

تا دلشوره نگیرم...

تا.....

آرتیمان :

صدای توی سرم رو به زور خفه کردم...

نمیخوام بشنوم....

ازش متنفرم....

از این زن هم متنفرم....

این زنی که فک میکنه با لبخند های لوندش دوباره خامم کنه....

فکر میکنه میتونه آتیش درونمو خاموش کنه....

اما نه...

کور خونده....

وقتی ذهنت درگیر باشه...

غرایزت از کار میفته....

فقط به چیزی که ذهنتو درگیر کرده فکر میکنی....

اون چه مسئله ای بالاتر از بچه میتونه باشه؟

بچه ای که معلوم نیست مال کیه؟

آمار این زنو داشتم....

معلوم نبود همخوابه کی بوده که الان یه بچه پس انداخته....

باید آزمایش میداد...

اما قبلش...

با لبخند دلفریبی بهم نگاه کرد....

چشماشو خمار کرده بود....

کارایی میکرد که شاید تحریک شم...

اما من...

هه...

کاملا جدی بهش گفتم :

باید حرف بزنیم...

romangram.com | @romangraam