#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_240
صبر کردم تا آهنگ تموم شه....
آرتیمان :
با زدن آخرین نت سرفه ای کردم تا بفهمه اومدم....
اونم با شنیدن صدام دومتر پرید بالا...
برگشت سمتم و گفت :
چطور بود؟
هه الان نکنه انتظار داره بگم خوبه؟ بش گفتم :
بد نبود...
مالی نیستی...
هنوز خیلی باید کار کنی...
حرفمو با پوزخند تموم کردم و سمت اتاق رفتم...
لباس هامو که در آوردم رفتم حموم و دوش گرفتم....
وقتی تموم شد حولمو پوشیدم و رفتم بیرون...
شلوارک با تیشرت پوشیدم....
بیرون رفتم تا برای خودم آب پرتقال ببرم....
سرشو گذاشته بود روی پیانو...
به درک....
بمیره....
دست و پا گیر...
بعد از ریختن آب پرتقال توی لیوان به اتاق برگشتم...
میز کارمو خلوت کردم....
فقط برگه...
کتاب...
خودکار....
و لیوان....
کتاب و باز کردم که همزمان با اون صدای آهنگ هم بلند شد...
"آهنگ حلقه 2 از مجید خراطها "
توصیه می شود شدید...
بله و گفتی و تموم شد
دیگه این آخر کاره
هی میخوام بگم مبارک اما بغض امشب نمیزاره
هق هقم تبریک من بود
من واسه تو گریه کردم....
.
.
.
وقتی اومدم سراغت
پر گریه شد وجودم
یه جوری نگام میکردی
انگار عاشقت نبودم
هی دعا کردم خدایا
عشقمو یکم دودل کن
داد زدم عشق قشنگم
بگو نه دستاشو ول کن
رو به روت وایساده بودم
romangram.com | @romangraam