#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_238
نیلوفر:
همینجوری طول و عرض خونه رو میرفتمو شماره میگرفتم....
همیشه فک میکردم چرا همه از این
خانومه که میگه مشترک مورد نظر... بدشون میاد....
حالا تازه میفهمیدم چه حسی داشتن....
- سرم گیج رفت اههه یه دیقه بشین خب
سریع روبروش نشستم
- بفرمائید
- خب میدونی الان....
نیلوفر :
خب میدونی الان...
راستش..
چیزه پسر عمم زنگ زد و گفت که...
خب میدونی راستش اهههه خب باید برم....
ببخشید! میبخشی؟؟
با قیافه ی مغموم نگاش میکردم.
- باشه عزیزم. خب حتما کارش واجب بوده دیگه.
- مرسی عشقم. مواظب خودت
باش....
حتما حالت خیلی بد بوده که شوهرت گفته من بیام....
بوس بوس....
بای...
تا اومدم بلند شم برم بدرقش سریع درو بستو رفت...
شوهرت؟!
هه آره شوهرم دیگه!
دوباره شمارشو گرفتم که اینبار خیلی زود جواب داد.
- الو؟! نیلو؟
نفسی از سر راحتی و کشیدمو ناخودآگاه صدام کمی رفت بالاتر!!
- معلوم هست کجایی؟؟ میدونی چقد زنگ زدم؟
صداش خیلی بلند و عصبانی بود
- اولا به تو هیچ ربطی نداره من کجام
دوما من انقد کار نمیکنم که تو زنگای الکی بهم بزنی.همین خرجتم به زور میدم...
- یعنی چی؟؟ من زنتم
- هه زنمی؟ برو بابا تو فقط اسم تو شناسناممی
آهی کشیدم
- زود بیا
وقتی قطع شد برای بار هزارم شکستم
ولی نه اشک ریختم
نه هق زدم.
فقط با قدمای لرزونم سراغ پیانو رفتم و آهنگ...
آرتیمان :
ماشاءالله از ب بسم الله غر هاشو شروع کرد...
اصلا به اون چه که من کجام...
romangram.com | @romangraam