#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_237


رمزش رو بلد بودم.....

تاریخ تولد من و خودش بود....

وقتی قفل باز شد یکی از عکس های خودش روش بود....

خیلی قشنگ انداخته شده بود....

چشماشو خمار کرده بود رو به دوربین و دستش یقه شو کمی پایین داده بود.....

رفتم توی مخاطبینش....

یکمی فضولیم گل کرد و گشتم تو همشون......

پسر های توی گوشیش من بودم...

نیما بود...

امیر بود....

همین....

با رسیدن به شماره مورد نظر زنگ زدم و بهش گفتم که چی شده....

در آخرم برای عرض ادب گفتم :

خیلی لطف دارین نگین خانم....

ایشالله جبران میکنیم....

بعد زنگ آماده شدم تا برم پیش یاسمن......

معشوقه شب های من.....

البته این جدید بود و هنوز تکراری نبود....

با قیافه غربی....

ناز و طناز.....

با باز شدن در خونش از همونجا شروع کردیم تا......





آرتیمان :

بعد از بوسمون وارد خونه شدیم...

بوی عطر تندش میومد....

وقتی وارد خونه میشدی، یه راهروی کوچیک به طول پنج متر داشت...

و بعد از اون یه اتاق به نسبت بزرگ که داخلش حموم و *بعد از اون سمت راست*

سرویس بهداشتی بود رو میدیدی. همچنین روبروت یه آشپزخونه کوچیک با اپن کوتاهی مشخص بود. سمت چپتم که دیوار بود!! تو همین فکرا بودم که از آشپزخانه که برای خوردن آب رفته بودم برگشتم سمت اتاق....

دیدمش که روی تخت نشسته...

-وای عزیزم تویی؟! ترسیدم!!

منم حرفتو باور کردم....

هه...

- برای همین خوابیده بودی؟!!!

- خب نه..چیزه...میدونی؟..را..

- بی خیال میرم دوش بگیرم بیام.

- باشه عشقم منتظرتم...

###

آروم لباسامو پوشیدمو از خونه زدم بیرون... کمی خسته بودم....

حوصله پاپیچ شدنشو نداشتم.... ولی برای بار اولش خوب بود. میخواستم برم خونه و سوالا رو طرح کنم...

اما با یاد آوری اینکه نگین اونجاست پشیمون شدم....

ماشینو روشن کردمو چند تا خیابون دور تر ایستادم....

گوشیمو درآوردم..

بادیدن 47 تا میسکال از نیلوفر دهنم باز موند....

اومدم بگیرمش که خودش زنگ زد.





romangram.com | @romangraam