#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_230
دیگه داشتم نا شکری میکردم سریع بلند شدم.....
کفر میگفتم که بدبخت تر میشدم...
ولی واقعا یعنی اونهمه عشق کشک بود؟
اون همه دوستت دارم ها....
"تنهایی تاوان تمام نه هایی است که نگفتم تا دلی نشکند...
تاوان تمام محبت هایی که کردم تا دلی به دست آورم....
تاوان تمام دوستت دارم های آبکی که جدی گرفتم....
همه سادگی که در این دنیای هزار چهره خرج کردم....
تنهایی تاوان همه خوشبینی هاییس که به این دنیا و آدم هایش داشتم "
خونه تمیز بود....
خب وقتی آدم تنها باشه فقط میخواد سرشو گرم کنه....
با هرکاری که بتونه.....
دلم نقاشی میخواست.....
نه اینکه خیلی نقاشیم خوب باشه ها نه....
اما وقتی خیلی ناراحت بودم آرومم میکرد....
انگار میشد تموم حس هایی که داری رو پیاده کنی روی کاغذ......
مقوای بزرگ اندازه بوم برداشتم که مخصوص طراحی بود و با مداد و چیز های مورد نیاز رفتم پشت بوم.....
اینجا هیچ کسی نمیومد.....
برای همین خوب بود.....
شالمو از سرم برداشتم و انداختم دور گردنم.....
روی زمین کنار یکی از دیوار ها نشستم و شروع کردم....
نمیدونستم چی میخوام بکشم....
فقط میکشیدم.....
بدون هدف....
که با تقریبا نصفه شدن نقاشیم تازه فهمیدم چی میکشم
نیلوفر :
داشتم به نقاشیم نگاه میکردم که صدای در پشت بوم اومد...
سریع شالمو انداختم سرم و خودمو مرتب کردم....
صدای پا سمت من میومد....
درست نشستم و وانمود کردم حواسم به نقاشیمه....اما وقتی سایه رو نقاشیم افتاد دیدم ضایعه برای همین سرمو بلند کردم.....
خدااااااااااااااااااا....
یعنی موقع تقسیم شانس من کدوم قبرستانی بودم؟
سینا سرلک بود....
گفتم :
سلام آقای سرلک....
چه جالب، شما هم تو این ساختمون زندگی میکنید؟
بعدم به خودم گفتم :
جان مادرت بگو نه....
اما خب طبق معمول گفت :
درسته، مثل اینکه همسایه هستیم...
همسرتونه؟
و بعد به نقاشی اشاره کرد....
وا اینکه نصفس پ از کجا تشخیص داد زنه یه مرده؟
خو خنگول همه راحت ببینن میفهمند که...
سرمو به نشونه آره تکون دادم و گفتم :
romangram.com | @romangraam