#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_215


اونم دنبالم راه افتاد....

توی اتاق خودمو پرت کردم روی تخت....

نگین هم مثل من ولو شد روتخت و گفت :

آجی چی شده؟

منم که منتظر گوشی شنوا بودم و چه گوشی بهتر از نگین شروع کردم....

از اول دیدن ارتیمان تا دیشب...

آخه نگین خبر نداشت....

:آره دیگه، من اصن مونده بودم از این همه صراحت کلام...

واقعا به معنای واقعی کلمه هنگ بودم....

فقط تنها چیزی که تونستم بگم این بود که :

باید فکر کنم...

انگار آرتی هم متوجه شده بود که شوکم که فقط گفت :باشه... چقد؟

منم گفتم :دوهفته...

اصلا نمی دونم چیکار کنم آجی....

نمیدونم چرا اما بی اختیار اشکام روون شد روی گونه هام....

نگین هم سخاوتمندانه اغوششو به روم باز کرد....

چقد خوبه که هست...

آخه از وقتی طناز نامزد کرده از هم دور شدیم....

و اگه نگین نبود نابود میشدم...

منی که تنها پناهم دوستامن....

یکم گذشت که توی آغوش پرمهر و گرم نگین آروم شدم....

نگین هم ازم اجازه گرفت به بچه ها بگه بیان اینجا....

هم روحیه من عوض میشه و هم چهار تا فکر جدید میشنویم...





آرتیمان :

بعد از بهت زدگیش به سمت میز رفتیم و نشستیم...

برنج و ماهی سفارش سفارش داد که منم به نیابت از اون همونو سفارش دادم....

خیلی را میتونستم بفهمم که هنوز توی شوکه و توی ذهنش پر سواله... اما صبوری کرد و نپرسید تا بعد شام....

تا اومدن گارسون کلی حرف زدیم... بیشترم من حرف میزدم...

وقتی شامو آوردن نطق منم کور شد و عین بچه آدم غذامو خوردم....

بدون حرف زدن....

وقتی غذام تموم شد دیدم نیلوفرم سیر شده در حالی که فقط نصف غذاشو خورده بود....

غذام که تموم شد دیدم نیلوفر طاقت نیاورد و هی میخواست سوال تو ذهنشو بپرسه اما تعلل میکرد....

اما طاقتش طاق شد و پرسید...

تا اومدم مقدمه چینی کنم حرفمو قطع کرد و و گفت رک حرفمو بگم... اما خوب میدونستم رک بگم شوکه میشه برای همین یکمی پیچیده شدشو گفتم.....

نیلوفر هم با گیج بازیش موجبات خنده منو فراهم کرد...

دیدم دیگه نمیشه جور دیگه بش گفت برای همین بی هیچ حرف اضافه ای گفتم :

میخوام بیام خواستگاری....

و این حرفم باعث شد توی بهت فرو بره و ازم زمان بخواد تا فکر کنه.....

بعد از رسوندن نیلوفر رفتم سمت خونه....

یادم باشه ماشینشو فردا براش ببرم.....





نیلوفر :

قرار شد دخترا ساعت پنج به بعد اینجا باشن...

و برای همین من یه روز خوب کنار نگین داشته باشم...

romangram.com | @romangraam