#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_202
حق داشتی...
تو هم تنوع میخواستی...
غرور شکستم و اشکای نریختم بدرقه راهت عشق من...
برو نفسم... برو تا دیگه منو نبینی... همینم شد...
مامان رفت و ندید بابامو...
ندید شکستنشو....
ندید هق هقشو....
رفت و ندید...
آرتیمان :
_بعد از رفتن مامان.،دیگه بابام اون بابا نبود...
منم آرتیمان قبل نبودم...
وقتی تو بچگی بزرگ شی میشه این که از همه نفرت داشته باشی...
میشه اینکه زن ها بشن وسیله رفع نیازات...
میشه آدمی مث من...
بعد از رفتن اون زن اعتماد دیگه به هیچ کدوم از همجنساش نداشتم...
فقط میشکستمشون...
میشکستم و لذت میبرم...
لذت میبردم و بعد مث اشغال مینداختمشون دور...
سرمو سمت نیلوفر گردوندم که ببینم چه حالیه که با دیدنش کپ کردم...
تموم صورتش پر اشک بود...
لباش و چونش میلرزید...
چشماشم پر اشک بود و مدام اشکا روی صورتش میغلتیدن....
نگاهمو که دید گریش بیشتر شد...
تاثیر حرفامو که دیدم ادامه دادم..
اما ادامه ای که از دروغ بود...
_گذشت تا اینکه تورو دیدم...
از سردی چشمات سردم شد...
دلم میگفت این با بقیه فرق داره...
عقلمم تایید میکرد...
پرستار آبتین شدی....
فهمیدم محبت داری...
عشق داری....
با پیشنهادم فهمیدم غرور داری...
قدرت داری....
جلوتر رفتم دیدم شیطنت داری...
خنده داری....
همه چیز داری...
اما یه سردی و غمی پشت شیشه شادی چشمات هست...
برای من تو فرق داری....
حس خوبی بهم میدی....
ازت فرصت میخوام......
فرصت برای اینکه خودمو بهت ثابت کنم.....
بالاخره صداش در اومد...
صدای بغض آلودش:
شوکم کردی... بعدشم چجوری میخوای ثابت کنی؟
romangram.com | @romangraam