#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_147
نچ نچ نچ نچ......
با این کارش همه خندیدن..... بچه ها و پسرا رفتن تو.... فقط منو آرتی مونده بودیم به عنوان آخرین نفرات.....
وایییییییییییییییی شعورشو قربون......
گفت :لیدیز فرست..... بفرمایید بانو.....
اوپس چه قدر مهربون شده.....
مشکوکه ها.....
دوباره به اون اتاق مسخره رفتیم....
اه اه اه..... مسخره بازی های الکی....
البته حرفی نزدم چون دوباره کل کلم با اون پسره که هنوز اسمشو نمیدونم شروع میشد......
وااااااوووووو...... دست آشپزه درد نکنه...... فسنجونننننننننن....
چلو ماهیچه.....
چلو مرغ...... ته چین.....
و چلو ماهی +میگو......
منم که گرسنه از هرکدوم کلی کشیدم و خوردم....
(خوبه همین دوساعت پیش کلی میوه کوفت کردی _آخه بخاطر ترسه سگه همش هضم شد.... _صحیح بخور خرس جونم... _فعلا کار دارم.... بعدا جوابتو میدم)
تا توی جمجمم خوردم که دیگه بدنم ارور داد.....
البته بعد متوجه شدم همه کلی خوردن.....
بله دیگه همچین کروکودیل هایی بودیم ما.....
الان فقط خوابببببببب میچسبه....
دوباره خواستیم خداحافظی اینا کنیم که امیر کلی اصرار کرد...
romangram.com | @romangraam