#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_145
و این دو حالت باعث شد آژیر کشون بدوم.....
البته توی دو با داد میگفتم :واااااای،،،، غلط کردم دویدمممممممممم، کمکککککککککک،نخندیننننننن.....
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ.....
نیلوفر خیلیییییییییی خلی که دویدیییییییی.....
حالا جالبیش این بود که من میدویدم، سگه دنبال من، آرتی دنبال سگه.....
نوع سگه از سوت و صدا کردن گذشته بود دیگه........
یعنی وحشتناک بودااا.....
نزدیک ته باغ شدیم که قلبم بازی در آورد.......
جلو چشام داشت سیاهی میرفت که آرتیمان موفق شد سگه رو مهار کنه......
اما من حالم به شدت بد شده بود.... همیشه همینطور بود..... وقتی خیلی فشار به خودم میاوردم قلبم درد میکرد و باید قرص میخوردم....
با زانو خوردم زمین......
یهو آرتیمان داد زد :
نیلوفرررررررررررررررررر
با دادش بچه ها سریع خودشونو رسوندن به جایی که بودیم....
تنها شانسم این بود که طناز کیفم رو آورده بود..... سریع یه قرص ازش در آورد و گذاشت زیر زبونم...
حالم که بهتر شد با صدای ضعیفی گفتم :بهشون بگو خوبم و برن....
اونم حرف گوش کنننن گفت اوک.....
وقتی رفتن محکم بغلم کرد... گفت :دیوونه سکتم دادی.....
دیدم شونم خیس شد فهمیدم این بشر احساساتی گریش گرفته....
romangram.com | @romangraam