#بازیچه
#بازیچه_پارت_215
همه چی ویران شد.
_چته افرا تو فکری؟
نگاهم را بالا کشیدم و به ترانه چشم دوختم. اوضاع خانهمان اصلا خوب نبود.
تا یه تماس یا حرفی از کارن میشد امیر سرسختانه دخالت میکرد و بیمنطق ازم میخواست جوابش را ندهم.
در این اوضاع منم ترجیح دادم که به خانهی ترانه پناه بیاورم. تا حداقل کمی از تنش ها دور باشم.
_ترانه یعنی چی میشه! میترسم همه چی بهم بریزه
ماگ قهوهاش را روی عسلی گذاشت و گفت:
_والا منم هنوز تو شوکم
با چشمانش به آشپزخانه اشاره کرد و ادامه داد:
_حال و روز سیمینم اصلا خوب نیست
پوف کلافهای کشیدم و تکیه به کاناپه دادم. و خسته چشمانم را روی هم گذاشتم.
حال سیمین را کاملا درک میکردم. سخت بود، سخت بود. عشق یه طرفه، دوست داشتن یه طرفه...
بهش حق میدادم.
اما میدانستم که سیمین هم این عشق را دوطرفه میخواست. وگرنه امیر با وجود نامزدی صوریشان قصد ازدواج را داشت. ولی خب سیمین کاملا مخالف بود.
_افرا چایی
چشمانم را باز کردم و استکان چایی را از داخل سینی برداشتم و روی عسلی گذاشتم.
سیمین کنارم جا گرفت. ترانه با اعتراض لب باز کرد و گفت:
_چرا برا من نریختی سیمین؟
سیمین به ماگ قهوهاش اشاره کرد و لب زد:
_والا تا حالا ندیدم کسی قهوه و چایی رو با هم بخوره
ترانه پشت چشمی نازک کرد و تنبلی نثار سیمین...
دلم میخواست فضای خفتان آوری که به وجود آمده بود را از بین ببرم و چه چیزی بهتر از موضوع ترانه
_سیمین راستی چه شد؟ از زیر زبون بعضی ها حرف کشیدی؟
سیمین لبخند کم رنگی روی لبش نشاند و جواب داد:
_والا یه نفری نمیشد. کار خودته...
جدی به ترانه زل زدم. ترانه تاب نگاه کردن در چشمانم را نداشت. پا روی پا انداختم و لب زدم:
_ما سه نفر تا حالا چیزی رو از هم پنهون نکردیم. مگه نه ترانه؟
حالت کلافه و تسلیم شدهی ترانه به وضوح آشکار بود.
سیمین با اصرار و خواهش گفت:
_اعتراف کن دیگه ترانه
ترانه کمی در فکر فرو رفت و با صدای ضعیفی اعتراف کرد:
_خب اگه بگم دوستش دارم چی عوض میشه؟
من متعجب و سیمین هم ذوق زده جیغ خفیفی کشید. واقعا باید به حس ششم آفرین بگم.
هم قضیهی امیر و هستی را حدس زده بود و هم قضیهی ترانه را...
_من این موهارو تو آسیاب سفید نکردم ترانه جان میدونستم
کوسن کوچک روی کاناپه را به سمت پرت کرد و گفت؛
_کو موهای سفیدت، اونا که همش طلاییه
خندهی صداداری کردم و پرسیدم:
_حالا از کی دل دادی به این پسر بد اخلاقمون؟
ترانه نفس عمیقی کشید و جواب داد:
romangram.com | @romangraam