#برایت_میمیرم_پارت_387

تقصیر توئه "

دبرا با عصبانیت گفتم " من یه زن بیچاره نیستم . من خوشگلم و باهوش و اون باید قدردان من باشه . ولی به جاش

اون هنوزم عاشق توئه "

جیسون بلافاصله گفت " نه نیستم " یه قدم به سمتش برداشت " من عاشقتم . خیلی ساله که دیگه بلر رو دوست

ندارم .خیلی قبل تر از هم طلاقمون "

گفتم " درسته . اصلا بهت گفته که به من خیانت کرده ؟ وقتی این کارو کرده ، یعنی عاشقم نیست دیگه ، برای تو

این طور به نظر نمیاد ؟ "

دبرا دوباره تکرار کرد " اون تورو دوست داره " . تابلو بود که قرار نیست به دلایل گوش بده " اصرار داره که تو

این خونه زندگی کنیم _ "

بلافاصله به جیسون گفتم " بهت گفته بودم "

" باهاش صحبت نکن . نمیخوام هیچ وقت باهاش صحبت کنی . نمیخوام دیگه نفس بکشی "
با عصبانیت به من نزدیک تر شد . انقدر نزدیک که لوله تفنگش تقریبا خورد به دماغم . یه کم خودم رو عقب

کشیدم ، چون هنوز کبودی های ایربگ از بین نرفته بودن و نمیخواستم دوباره کبود شه .

با بغض گفت " تو همه چیز داری . میدونم که اون خونه رو ازت گرفته ، ولی تحملش رو نداره که عوضش کنه . پس

بهتره اینم مال تو باشه . مرسدسم که گرفتی . باهاش تو شهر این و اون ور میری انگار که چه تیکه ای هستی ، و من

مجبورم تاوروس سوار شم چون اون میگه برای کارش بهتره که ماشین های امیریکایی سوار شیم "

romangram.com | @romangram_com