#برایت_میمیرم_پارت_385


حالا میدونستم که سواره نظام تو راهه . اولین جایی که وایات و افرادش چک میکردم ، خونه ی جیسون بود ، درسته

؟

میدونستن که جیسون به من تیراندازی نکرده ، ولی وایان دفترچه ام رو میدید و دو دو تا چهار تا میکرد و خودش

میفهمید . اون کسی که به من حسادت میکرد ، زن همسر سابقم بود . که البته اون قدر هم جدید نبود ، چون 4 سالی

بود که ازدواج کردن . ممکنه وایات اون قدر سریع نفهمه که جیسون سیم ترمزم رو بریده ، اما این اهمیتی نداشت .

چیزی که مهم بود ، این بود که انتظار داشتم تا 5 دقیقه ی دیگه ، اولین ماشین پلیس برسه اینجا .

جیسون گفت " خب " جوری به من نگاه کرد که انگار من همه ی جواب ها رو دارم " ما درباره ی دبرا چی کار

میتونیم بکنیم "

" منظورت چیه ، که درباره ی من چی کار میتونین بکنین ؟ "
صدای جیغش باعث شد که یه متر از جام بپرم ، نه به خاطر اینکه انتظارش رو نداشتم ، برای اینکه این یعنی دبرا

خونه بود .

تو لیست چیزهایی که خوب نیستن ، این یکی تو صدر لیست قرار داشت .

جیسونم از جاش پرید ، و تفنگ رو انداخت . که خدا رو شکر ازش تیری شلیک نشد . وگرنه اون جوری قبلم

وایمیستاد . البته وقتی برگشتم و با دبرا شِمِیل سابق که الان دبرا کارسون شده بود رو در رو شدم ، قلبم تقریبا

وایستاد . خیلی جدی به نظر میومد .


romangram.com | @romangram_com