#برایت_میمیرم_پارت_382

" وایات بلادزورث . اون کسیه که قبلا ازت بازجویی کرده بود ، یادته ؟ "

" پس برای همین بود که انقدر تند و زننده بود . حالا میفهمم . اون همونیه که بازیکن راگبی بوده ، مگه نه ؟ حدس

میزنم یه عالم پول داره "

گفتم " میگذرونه . اما اگه اتفاقی برای من بیوفته ، نه تنها تورو میکشه _ و پلیس های دیگه هم روشون رو

برمیگردونن ، چون از من خوششون میاد _ دهکده ات رو میسوزونه و رو زمین هات نمک میپاشه " گفتم یه کم از

این اخطار هایی که تو انجیل اومده بود براش بگم ، فقط برای اینکه نشونش بدم چقدر عواقب کارش میتونه جدی

باشه .

گفت " من زمین ندارم . دهکده هم ندارم "

بعضی مواقع جیسون میتونه به طرز حیرت اوری تحت اللفظی باشه . با صبر گفتم " اینو میدونم . یه مبالغه بود .

منظورمه اینه که اون کاملا تورو نابود میکنه "

سرش رو تکون داد " اره ، میتونم درک کنم . این روزا خیلی سکسی به نظر میای " سرش رو به عقب خم کرد و

نالید " چی کار میتونم بکنم ؟ هیچ راهی به ذهنم نمیرسه . من خودم بودم که برای اون قتل/ خودکشی زنگ زدم ، تا

پلیس ها رو از تو ساختمون بیرون بکشم ، ولی همشون نرفتن . درست میگی ، شاهد هایی وجود داره . اگه بکشمت ،

مجبورم اون ها رو هم بکشم ، و فکر نمیکنم انجام شدنی باشه ، چون احتمالا دیگه تا حالا پلیس ها فهمیدن تماسی که

باهاشون شده الکی بوده و برگشتن به پاسگاه "


romangram.com | @romangram_com