#برایت_میمیرم_پارت_378
فکر نمیکردم مویی ازش کنده شده باشه ، چون نمیتونستم چیزی حس کنم "
دروغکی گفتم " اونا الان دارن لیست افرادی رو چک میکنن که کلاه گیس مشکی خریدن " یه نگاه نگران دیگه بهم
انداخت . در حقیقت ، اون قدر هام دروغ نگفته بودم . وقتی وایات دفترچه ام رو پیدا کنه که دور کلمه ی کلاه گیس
خط کشیدم ، مطمئنا بررسی اش میکنه .
به این نکته اشاره کردم " مردم دیدن که من با تو پاسگاه رو ترک کردم . اگه منو بکشی ، چطور میخوای اینو توضیح
بدی ؟ "
زیر لبی گفت " یه فکر میکنم "
" چی ؟ چطور میخوای بدنم رو مخفی کنی ؟ در ضمن ، انقدر سریع میبرنت برای تست دروغ سنجی که سرت شروع
به چرخیدن میکنه . حتی اگه نتونن مدرک کافی برای کشوندنت به دادگاه پیدا کنن ، این موضوع حرفه ی سیاسیت
رو از بین میبره "
میبینین ، من میدونم که جیسون درباره ی هر چیزی که حرفه اش رو تهدید کنه ، کابوس میبینه . و با این که سیم
ترمزم رو بریده بود ، اصلا نمیتونستم فکرش رو بکنم که اون بخواد منو بکشه .
ادامه دادم " بهتره بزاری برم . نمیدونم چرا سعی داری منو بکشی _ صبر کن ! ممکنه تو سیم ترمزم رو بریده باشی ،
ولی مطئنا تو نبودی که به من شلیک کردی . این جا چه خبره ؟ " چرخیدم که بهش نگاه کنم و ماشین منحرف شد .
فحش داد و سریع فرمون رو راست کرد .
romangram.com | @romangram_com