#برایت_میمیرم_پارت_373


" یادت بیاد که امریکایی های بومی ، از نژاد اسیایی ها هستن "
این کاملا یه چشم انداز جدیدی رو به ماجرا میداد . چون اون جایی که بودیم ، نزدیک به قطعه زمین اختصاصی

سرخپوستان چروکی بود ، و چروکی های زیادی این اطراف بودن . ادمای زیادی رو با این نژاد میشناختم ، ولی

نمیتونستم به یه نفرشون فکر کنم که ممکن باشه بخواد منو بکشه .

گفتم " باید بهش فکر کنم . یه لیست درست میکنم "

بعد از اینکه وایات رفت ، به امریکایی های بومی ای که میشناختمشون ، فکر کردم ، ولی با این که داشتم اسم

هاشون رو مینوشتم ، میدونستم که دارم وقتم رو تلف میکنم . هیچ کدومشون دلیلی برای قتل من نداشتن .

برگشتم سراغ موارد جزئی . نوشتم : موی اسیایی .

مگه تمام کلاه گیس های با کیفت خوب ، از موهای اسیایی ها ساخته نمیشدن ؟ موهای اسیایی ها پرپشت ، *** و

خوش نما بود . و به هر رنگ و شکلی میشد دراوردشون .

نوشتم : کلاه گیس . و دورش یه دایره کشیدم .

اگه این ادمی که میخواست منو بکشه ، به اندازه ای باهوش بود که کلاه گیس سرش کنه ، پس دیگه نباید به رنگ

مو توجهی میکردیم . این جوری دوباره دایره ی مظنونین ، گسترده میشد .

یه ایده ی خیلی بزرگ به ذهنم رسید و اسم اون طرف رو نوشتم ، بعدم کنارش علامت سوال گزاشتم . این جوری

حسادت رو به بینهایت خودش میرسوند ، ولی میخواستم بیشتر راجع به این ادم فکر کنم .


romangram.com | @romangram_com