#برایت_میمیرم_پارت_365
بوسید " امروز صبح برای صبحونه چی دوست داری ؟ دوباره پنکیک ؟ یا تست فرانسوی ؟ تخم مرغ و سوسیس ؟ "
گفتم " از غذاهای مردونه خسته شدم " رو پاهام وایستادم و دنبالش رفتم تو اشپزخونه " چرا هیچ غذای دخترونه
نداری ؟ من یه کم غذای دخترونه نیاز دارم ؟ "
کارافه به دست ، خشکش زد . با احتیاط پرسید " زنا همون غذایی رو نمیخورن ، که مردا میخورن ؟ "
واقعا اعصاب برای ادم نمیزاشت " مطمئنی ازدواج کرده بودی ؟ هیچی نمیدونی ؟ "
قهوه اش رو ریخت و ظرف رو برگردوند سرجاش . " اون موقع چندان توجهی نمیکردم . تو که تا حالا با من غذا
میخوردی "
" فقط از روی ادب . برای اینکه برای غذا دادن به من ، کلی به دردسر افتاده بودی "
یه دقیقه فکر کرد و بعد گفت " بزار قهوه ام رو بخورم . بعد درباره اش صحبت میکنیم . در این زمان ، من صبحونه
درست میکنم ، و توام میخوریش ، چون فقط همینو دارم و نمیزارم که گرسنه بمونی "
مرد ، سر کوچکترین مسائل هم سریع کج خلق میشه .
با حالتی مفید گفتم " میوه . هلو . گریپ فروت . یه نون سفید کامل برای تست . یوگورت .کورن فلکس . اینا
غذاهای دخترونه هستن "
گفت "کورن فلکس دارم "
" سلامتی "
romangram.com | @romangram_com