#برایت_میمیرم_پارت_313


" من اسیب دیدم ، یادته ؟ "

" اگه بتونی همه ی این کارایی که گفتی رو انجام بدی ، بهتر از اونی هستی که نشون میدی . حدس میزنم امشب

میفهمم ، درسته ؟ " اروم رو باسنم زد " منتظرشم "

اوه ، خیلی از خود مطمئن بود . دنبالش رفتم بالا و دوش گرفتن و ریش تراشیدنش رو نگاه کردم ، بعد در حالی که

داشت اماده میشد ، رو تخت نشستم . انتخاب امروزش ، یه کت ابی تیره ، یه بلوز سفید ، و یه کراوات زرد با راه

های ابی تیره و قرمز . خوش لباس بود ، که من این مدل مردها رو خیلی دوست دارم . بعد وقتی جای تفنگش رو

روی شونه هاش قرار داد و نشانش رو روی کمربندش گذاشت ، دیگه داشتم کنترلم رو از دست میدادم . این همه

قدرت و توانایی ، تحریکم کرده بود ، که زیاد با فمینیست بودنم جور در نمیومد ، ولی خب ، چی کار کنم . هر وقت

موردت رو پیدا کنی تحریک میشی ، که مال منم وایات بود _ حالا مهم نیست که چی پوشیده باشه .

" من پودینگ نانت رو میبرم برای دخترا و پسرا _ که خیلی خوشحالشون میکنه _ بعدم میرم همسر سابقت رو ببینم

" و ژاکتش رو پوشید .

" وقتتو تلف میکنی "

" شاید ، ولی میخوام خودم مطمئن شم "

" چرا مکلنس و فارستر باهاش حرف نمیزنن ؟ اونا از این که تو کارشون دخالت میکنی ، چه حسی دارن ؟ "
" دارم یه کم از کارشون رو کم میکنه ، در ضمن ، اونا میدونن که این مسئله شخصیه ، برای همین باهام کنار میان "


romangram.com | @romangram_com