#برایت_میمیرم_پارت_311
" اگه بهش اعتقادی نداری ، برای چی باید بدی هاش رو بدونم ؟ "
متنفر بودن از وقتایی که منطقی میشد " این جوری میفهمی مشکلت چیه "
" میدونم مشکلم چیه " کنار گردنم رو گاز گرفت " یه بلوند 064 متری با یه اخلاق بد ، یه زبون گزنده ، و یه باسن
گرد و بالا پایین رو ، که منو دیوونه میکنه "
فورا با اوقات تلخی گفتم " باسن من بالا و پایین نمیره " کلی سعی کرده بودم تا باسنم رو سفت نگه دارم . تازه ،
مجبور بودم کلی سعی کنم تا کاری که داشت با گردنم میکرد رو ندیده بگیرم .
" وقتی داری راه میری که از پشت ندیدیش "
" خب ، معلومه "
لبخندش رو کنار گردنم حس کردم . یه جورایی گردنم به سمت عقب خم شده بود و چسبیده بودم به شونه هاش .
و داشتم فراموش میکردم که چقدر تکون خوردنم دردناکه .
" مثل دو تا توپ بالا و پایین میره . تا حالا برنگشتی و متوجه نشدی که مردا اب دهنشون رو از روی چونه اشون پاک
میکنن ؟ "
" خب ، اره ، ولی فکر کردم یه مشکل تکاملیه "
خندید " ممکنه . لعنت ، کاش اینقدر کبود و زخمی نبودی "
" این جوری دیر میرفتی سرکار " اصلا به خودم زحمت ندادم که اعتراض کنم که نمیزارم باهام عشق بازی کنه ،
برای اینکه ثابت کرده بودم واقعا در مورد اون هیچ کنترلی روی خودم ندارم . میتونستم سعی کنم ، اما __
romangram.com | @romangram_com