#برایت_میمیرم_پارت_310

سس و خوردش . چشم هاش رو نصفه بست و یه صدای هممم از روی قدردانی از خودش دراورد . " مرد ، خیلی

خوبه . ممکنه هر دوتا ظرف رو برای خودم نگه دارم "

" اگه این کارو کنی ، لوت میدم "

اه کشید " خیلی خوب ، خیلی خوب . ولی میتونی هر سال ، روز تولدم یکی برام درست کنی ، باشه ؟ "

با چشم هایی بزرگ شده گفتم " اما تو میدونی که چطور میتونی درستش کنی " اما دوباره ، قلبم از فکر این که هر

سال ، روز تولدش باهاش باشم ، از خوشحالی شروع به رقصیدن کرده بود " تولدت دقیقا چه روزیه ؟ "

" سوم نوامبر . مال تو کیه ؟ "

05 اگوست " } من 06 اگوستم { .اوه خدایا . نه اینکه به طالع بینی و این چیزا اعتقادی داشته باشما ، اما ترکیب "

عقرب و شیر ، میتونه عین بمب باشه . هر دو کله شق و بد اخلاقن . البته تو بد اخلاق بودن ، به خصوصیات ماهم

نمیخوردم ، چون اصلا بداخلاق نیستم ، ولی کله شق رو بودم .

پرسید " چرا اخم کردی ؟ " اروم بین ابروهام رو مالید .

" تو متولد ماه هشتمی "

" خب ؟ عقربه ، مگه نه ؟ " دست هاش رو به روی کمرم گذاشت و من رو به سمت خودش کشید . خم شد تا زیر

گوش راستم رو ببوسه " میخوای نیش ام رو ببینی ؟ "

" نمیخوای بدی های ماه عقرب رو بدونی ؟ نه اینکه من به طالع بینی اعتقاد داشته باشما "


romangram.com | @romangram_com