#برایت_میمیرم_پارت_296
" این قابل بحثه __ "
" ما داریم با هم زندگی میکنیم . با هم میخوابیم . اون وقت چطوری قابل بحثه که ما همدیگه رو میبینیم یا نه ؟ "
" برای اینکه هنوز شروع به قرار گذاشتن هم نکردیم، و این شرایطمون موقتیه . میشه انقدر نپری وسط حرفم ؟
چیزی که میخوام بگم اینه که ، اون موقع کیو مثل سیب زمینی کاشتی تا بیوفتی دنبال من ؟ "
برای یه چند ثانیه ای دندون هاشو به هم سایید . میدونستم ، چون میتونستم صداشونو بشنوم . بعد گفت " چی باعث
شده که فکر کنی من کسی رو میدیدم ؟ "
چشم غره رفتم " اوه ، لطفا . میدونی که برات میمیرن . احتمالا یه عالم زن برات صف کشیدن "
" من یه عالم زن ندارم _ فکر میکنی که میشه برام مرد ، هاه ؟ "
حالا راضی به نظر میومد . میخواستیم سرم رو به داشبورد بکوبم ، فقط این جوری دردم میگرفت و همین الانشم به
اندازه ی کافی درد داشتم . داد زدم " وایات . با کی قرار میزاشتی ؟ "
" با کس خاصی قرار نمیزاشتم "
" نباید " خاص " باشه . قرار گزاشتنم کافیه . برای اینکه بعضی زنا ، انتظارات بی جا و غیر واقعی دارن ، میدونی .
مثل اینکه یه بار باهاشون قرار میزاری و اونا شروع میکنن به انتخاب لباس عروس . پس اخرین نفری که باهاش
قرار گزاشتی کی بود ؟ و کی ممکنه فکر کنه موضوع جدی ای بینتون برقرار بوده ،و وقتی دنبال من به ساحل اومدی
، کلا زده باشه به سیم اخر ؟ شبی که نیکول به قتل رسید ، سر قرار بودی ؟ "
romangram.com | @romangram_com