#برایت_میمیرم_پارت_289
" من میدونم چطور از پس درد های ماهیچه ای بر بیام . قبلا هم تجربشون کردم . معمولا بعد از یه تمرین سخت ،
چه حسی داری ؟ "
" انگار یه دست کتک خورده باشم "
" تمرین های تشویق کننده گی هم همین طور بودن . بعد از اولین بار ، یاد گرفتم که همیشه بدنم رو تو شرایط
درست نگه دارم ، برای همین دیگه هیچ وقت به اون اندازه بد نبود ، ولی هنوزم تو هفته ی اول تمرین ، زیاد به ادم
خوش نمیگذره " بعد یه چیزی یادم اومد و اه کشیدم " دور خونه موندن و استراحت رو خط بکش . نماینده ی بیمم
گفت که قراره برام یه ماشین اجاره ای تهیه کنه ، برای همین باید برم ماشینو بگیرم "
" اسم و شماره ی نماینده ات رو به من بده . من خودم بهش رسیدگی میکنم "
" چطور ؟ "
" ماشین رو میده دست من . میارمش خونه ، بعد از پدرت میخوام بیاد دنبالم و من رو ببره سر کار تا ماشین خودم
رو بردارم . نمیخوام تا پیدا شدن این حرومزاده ، تو شهر دیده بشی "
یه فکر خیلی بد به ذهنم راه پیدا کرد " خانواده ام در خطرن ؟ ممکنه این مرد از اونا برای رسیدن به من استفاده کنه
" ؟
" برای خودت فکرای الکی درست نکن . تا حالا که هدفش فقط تو بودی . یکی فکر میکنه که تو درموردش اشتباهی
کردی و میخواد انتقام بگیره . موضوع اینه عزیزم : انتقام . حالا چه مربوط به مسئله ی شخصیت باشه یا کاریت ، اون
romangram.com | @romangram_com