#برایت_میمیرم_پارت_246


نمیتونستم مطمئن باشم .

" به خاطر علامت توقف پام رو گذاشتم روی ترمز ، و پدال خورد کف ماشین . هیچ کار دیگه ای نمیتونستم بکنم ،

برای همین پامو گذاشتم روی ترمز اضطراری و اون موقع بود که چرخش ها شروع شد "

یه نگاه به ماشینم انداخت که اون ور قرار گرفته بود دو تا لاستیک جلویی ، لبه ی پیاده رو قرار گرفته بودن .

نگاهش رو دنبال کردم . لاشه ی ماشینم باعث لرزم شد . انقدر ضربه ای که به ماشینم وارد شده بود ، محکم بود که ،

بدنش به حالت u شده بود و طرف مسافر اصلا کلا رفته بود .
تعجبی نداره که شیشه ی جلوی ماشین از جا کنده شده بود . اگه به خاطر کمربندم نبود ، احتمالا منم به بیرون پرت

میشدم .

" اخیرا مشکلی با ترمز ماشینت داشتی ؟ "

سرم رو تکون دادم " هیچی . و من منظم ماشینم رو میدادم که سرویس شه "

" گشتی که ماشینت رو برده بود دم خونه ات ، مشکلی رو گزارش نکرده بود . تو برو بیمارستان تا چک بشی __ "

" من خوبم . راست میگم . علائم حیاتی ام ثابتن و به جز اینکه ایربگ خورده تو صورتم ، فکر نمیکنم مشکل دیگه

ای داشته باشم "

انگشت شستش رو روی صورتم حرکت داد . نوازشش اروم بود " باشه . باید زنگ بزنم مامانت که بیاد دنبالت ؟

دوست ندارم تو چند ساعت اینده تنها باشی "


romangram.com | @romangram_com