#برایت_میمیرم_پارت_226
" مگه چی بشه "
" اوه ، عزیز " یه چ.ب.غ بهش انداختم _ چشم های بزرگ غمگین . تو انبار مهمات ادم ، این چ.ب.غ ، زیر گریه
کردن قرار میگیره " من عاشق رقصیدنم "
یه نگاه هراسون بهم انداخت و بعدم زیر لبی گفت " لعنت . باشه بابا . میبرمت برقصی " یه اهی کشید که یعنی داره
تحمل میکنه .
" اگه دوست نداری ، من نمیخوام که مجبورت کنم " اگه الان بهترین موقع برای استفاده از یه حقه ی زنانه نبود ،
دیگه من هیچ موقع دیگه ای رو نمیشناسم .
اگه قبول نمیکرد ، میدونست که این جوری ناامیدم کرده ، اگرم قبول میکرد ، باید تظاهر میکرد که خودشم داره
لذت میبره . این یکی از اون راه هاییه که زنا تلافی این که مردا پریود نمیشن رو سرشون درمیارن . میدونین که .
" اما _ بعد از قرار ، اون کاری که من میخوامو انجام میدیم "
تابلو بود که چی میخواد . یه نگاه متعجب رو صورتم قرار دادم " تو میخوای قرار گذاشتن رو با س ک س جبران
کنی ؟ "
گفت " برا من که کار میکنه " دوباره زانوم رو فشار داد .
" قرار نیست اتفاق بیوفته "
" خوبه . پس منم مجبور نیستم برقصم "
romangram.com | @romangram_com