#برایت_میمیرم_پارت_224
گفت " نه امشب "
" دوست دارم بدونم چرا نمیتونم "
" برای اینکه من نمیبرمت اونجا "
" برای امشب کاری داری ؟ مامان میتونه خودش بیاد دنبالم "
" انقدر خودتو به خنگی نزن . این جوری نمیتونی گولم بزنی . الان تورو جایی دارم که میخوام اونجا باشی ، و همون
جا هم نگهت میدارم "
عصبانی شدم " من اسباب بازیت جنسیت نمیشم که هر وقت احساس کردی بهش نیاز داری ، باهاش بازی کنی . من
زندگی خودمو دارم . و فردا هم باید برم سر کار "
" میتونی فردا بری سرکار . ولی من تورو میبرم ، نه مامانت "
" اصلا این معنی نداره . اگه اتفاقی بیوفته و تو سرکارت باشی چی ؟ درست میگم که هر وقت نیاز بشه ممکنه تورو
فرابخونن ، درسته ؟ "
" ممکنه ، ولی خیلی کم پیش میاد که منو فرا بخونن و بگن که برم سر صحنه ی جرم . این کارا مال کاراگاه هاست "
" به هر حال نیازی هم ندارم که کسی منو ببره سر کار . ماشین من اتوماتیک وار نیروی موتور رو به چرخ ها منتقل
میکنه ) ترانزمیشن ( ، و میتونم یه دستی هم کمربند خودمو ببندم . کاملا از عهده ی رانندگی کردن برمیام . و نیازی
نیست این موضوع دو دست رو فرمون رو دوباره بکشی وسط " الان همون قدر مصمم بودم برم ، که وایات مصمم بود
romangram.com | @romangram_com