#برایت_میمیرم_پارت_220


کم حالت های ابتدایی یوگا رو بهش نشون دادم و تا وقت ناهار کمی خودمون رو سرگرم کردیم .

طرفای ساعت دو بود که وایات زنگ زد " مکلنس و فارستر امروز صبح با دواین بیلی مصاحبه کردن . زنشم اونجا

بوده . ظاهرا زنه بهش شک کرده بود که دواین بهش خیانت کرده ، و یه کم درگیری پیش اومد . بیلی هم به قتل

نیکول اعتراف کرد . داستانش اینه که خانم گودوین تهدیدش کرده که اگه بهش پول نده ، همه چیز رو به زنش

میگه ، برای همین اونم بهش شلیک کرده . الان بازداشته "

یه نفس راحت کشیدم و روی راحتی ولو شدم " خدارو شکر ! از این قایم شدن ها اصلا خوشم نمیاد . پس میتونم برم

خونه ؟ و برگردم به باشگاه ؟ همه چی تمومه ؟ "

" این طور به نظر میاد "

" اون کسیه که دروازه ی خونه م رو باز کرده ؟ "

" اینو انکار کرده . شلیک کردن به تورو هم انکار کرده ، که این جا باهوش بازی دراورده . یه وکیل خوب میتونه

حکم قتل درجه ی دو رو برای قاتل خانم گودوین بگیره ، ولی تیراندازی به تو باعث میشه محکومیتش طولانی تر

بشه "

" اما تو میتونی اینو اثبات کنی ، درسته ؟ با تست پرتاب گلوله و از این چیزا "

" در حقیقت ، نمیتونیم . دو تا اسلحه ی متفاوت استفاده شدن . ما اسلحه ای که برای قتل خانم گودوین استفاده شده

رو پیدا کردیم، اما با اون کالیبری که به تو شلیک شده نمیخوره . این یعنی اسلحه ی دوم رو پنهان کرده ، و بدون

romangram.com | @romangram_com