#برایت_میمیرم_پارت_214
وقتی 06 سالم بود ، که باید قبول کنین زمان اوجه برای بدن و زیبایی ادم ، ساعت ها وقت میزاشتم تا موهامو درست
کنم و ارایش کنم . پشت هم لباسای مختلف رو امتحان میکردم ، چون مطمئن نبودم که بهم میان یا نه . حالا که 01
سالمه ، راحت ترم ، با این که میدونم به اندازه ی 06 سالگیم خوب به نظر نمیام . الان ، پوست شاداب داشتن ، یه
کم به زحمت نیاز داره . و باید عین چی ورزش کنم تا وزنم رو تحت کنترل نگه دارم .
وقتی که قرار دارم، یا به جایی میرم که باید رسمی تر باشم ، هنوزم میتونم کلی برای لباس و ارایشم وقت بزارم . ولی
در بقیه ی مواقع دیگه خودمو به دردسر نمیندازم . یه خط چشم . یه کم برق لب . همین .
البته ، هنوزم عاشق لباس هام ، و هنوزم میتونم همه ی لباسایی که دارم رو تنم کنم ، تا ببینم کدوم به کدوم میاد . و
بعضی روزها هم نمیتونم تصمیم بگیرم که میخوام لباس زیرم چه رنگی باشه . یه روز ابی بود یا صورتی ؟ یا قرمز ؟
یا مشکی ؟ شاید ، سفید ؟
امروزم یکی از همون روزا بود . اول باید تصمیم میگرفتم که چه لباسی بپوشم ، چون لباسه که تعیین میکنه لباس
زیرت چه رنگی باشه . نمیشه که با لباس سفید ، لباس زیر مشکی پوشید ، درسته ؟
دلم یه چیز رنگارنگ میخواست ، برای همین شلوارک ابی برداشتم ، با تاپ صورتی . راستی ، بندهای رکابی تاپم
پهن بود ، چون اصلا خوشم نمیاد بند سوتیم معلوم بشه . به هر حال ، تاپ صورتی نشون میداد که نمیتونم لباس
زیری با رنگ تیره تنم کنم . این یعنی باید رنگی باشه . صورتی تابلو ترین انتخابه ، ولی خب ، اون دیگه خیلی تابلوئه
.
وایات کنار در اتاق خواب پیداش شد " چی باعث شده این قدر طولش بدی ؟ صبحونه اماده است ؟ "
romangram.com | @romangram_com