#برایت_میمیرم_پارت_213

دوباره خندید " برای اینکه سوسول خانوم خودش نمیتونه لباسشو تنش کنه "

پایان فصل 06

صبح روز بعدش ، یه کم بیشتر میتونستم دستم رو تکون بدم ، البته خیلی با احتیاط . در حالی که وایات پایین بود و

داشت صبحونه درست میکرد ، من دندون هام رو مسواک زدم و موهامو شونه کشیدم . و برای نشون دادن به اونم

که شده ، تا اون جایی که تونستم خودم لباسم رو پوشیدم . لباسام رو تو کمد ، کنار لباسای خودش پیدا کردم . که

دیدن لباس هامون کنار همدیگه باعث شد یه کم هیجان زده بشم . احتمالا دیشب که ساکم رو اورده بود بالا، لباسام

رو از تو ساکم دراورده و کنار مال خودش اویزون کرده ، برای اینکه مطمئنا خودم این کارو نکردم . دنبال لباس

زیرم گشتم و اونا رو تو یکی از کشوهای دراور پیدا کردم . همشون کاملا مرتب گذاشته شده بود ، درست همون

طور که خودم میزاشتم . نه اینکه گلو شده باشه تو کشو . مرده برا خودش چیزی بودا .

بقیه ی کشوهای دوراور رو هم نگاه کردم تا ببینم لباسای خودش رو چطور گذاشته و فهمیدم که کلا ادم تمیزیه . تی

شرت هاش تا شده بود و جوراباش هم با هم مچ بودن . هیچ چیز غیر معمولی درباره ی لباس زیرش وجود نداشت .

درست مثل یه مرد معمولی . خوشم اومد . برای اینکه رابطه ی بین دوتا ادم مغرور ، یه زمانی بازتاب خودشو خواهد

داشت . و بهتره که اون ادم معمولی و نرمال باشه .

تصدیق میکنم که ادم مغروری هستم . یه کم . به هر حال به بدی اون زمان که نوجوان بودم نیستم ، چون هر چی

بزرگتر شدم ، فکر کنم یه کم اعتماد به نفسم نسبت به قیافم بیشتر شده . عجیبه ، مگه نه ؟


romangram.com | @romangram_com