#برایت_میمیرم_پارت_206
ناله کنان گفتم " اصلا برنامه نریخته بودم که یه چند هزار دلار این جوری خرج کنم . حداقل مالیات نداره "
نگاهم رو بالا اوردم و دیدم که نیش وایات باز شده " چی خنده داره ؟ "
" تو . یه سوسولی ، و خنده داره که حرف های مربوط به کار از دهانت خارج بشه "
از بس جاخوردم که مطمئنم دهنم باز مونده بود . " سوسول ؟ "
با حالتی محکم گفت " سوسول . یه چکش صورتی داری . اگه این سوسول بودن نیست ، من دیگه نمیدونم که چی
هست "
" هیچم سوسول نیستم . من کار خودم رو دارم ، و خیلی هم تو کارم واردم . سوسولا این کارو نمیکنن . سوسولا
میزارن که مردم دیگه ازشون حمایت کنن "
میتونستم حس کنم که دارم بدجور عصبانی مشم ، چون از اینکه پایین بیارنم متنفرم ، و اینکه سوسول صدا بشم ،
مطمئنا باعث میشد که حس کنم پایین اوردنم .
در حالی که هنوزم داشت میخندید ، با دوتا دست هاش ، کمرم رو قاب کرد . " همه چیز درباره ی تو سوسولانه است
. از اون مدل موهات تا اون دمپایی هات که روشون صدف داره . همیشه خلخال میبندی ، لاک صورتی جیغ به ناخن
های پات میزنی ، سوتینت با لباس زیرت مچه . شبیه یه بستنی به نظر میای که من میتونم کامل لیست بزنم "
هی ، من ادمما . البته تصدیق میکنم که اون قسمت لیس زدنش یه کم حواسم رو پرت کرد .
اون زمان که ذهنم به بحثمون برگشت _ حداقل من داشتم بحث میکردم ، چون اون داشت کیف میکرد _ دوباره
داشت من رو میبوسید و قبل اینکه بدونم داشت گردنم رو میبوسید و کلا ارادم از دستم رفت . دوباره . درست توی
romangram.com | @romangram_com