#برایت_میمیرم_پارت_205
" اون پلیس کامپیوتری چی میگه ؟ "
" گوشی رو میدم بهش تا خودش بهت بگه "
یه لحظه بعد ، یه مرد گفت " بدجور خراب شده ، ولی اگه نتونم کل فایل ها رو نجات بدم ، اکثرش رو میتونم .
برنامه هاتون رو uninstall میکنم ، بعد دوباره نصبشون میکنم . بک اپ دارین ؟ "
" نه ولی اگه نیاز دارین ، امشب یکی میارم اونجا . ما باعث شدیم که خراب شه ؟ "
سرحال گفت " کار کامپیوترا خراب شدنه . در حال حاظر ، به جز کلمات نامفهوم ، کلا هنگ کرده . موس کار نمیکنه
، کیبورد کار نمیکنه . کلا هیچی کار نمیکنه . البته ، نگران نباشین ، از این حالت درش میارم _ سومین باره که هنگ
کرده _ و بعدش اون فایل ها رو از توش درمیاریم "
" یه کامپیوتر جدید برای امشب چطوره ؟ "
گفت " خوبه "
بعد از اینکه قطع کردم ، موقعیت رو به وایات توضیح دادم و بعدم زنگ زدم به جایی که وسایلمون رو از اونجا خرید
میکردیم ، و بهشون گفتم که چی میخوام . شماره ی کارت بانکم رو بهشون دادم ، و گفتم که کامپیوتره رو اماده کنن
چون یه پلیس میاد تا اون رو ازشون بگیره . وایات همون موقع داشت پشت تلفنش با کسی صحبت میکرد و یه کی
رو میفرستاد . بعدم زنگ زدم به لین و گفتم که کامپیوتر جدید تو راهه . بعدش دیگه هیچ کاری نمیتونستیم بکنیم
مگه این که صبر کنیم تا اون خدای کامپیوتر معجزه کنه .
romangram.com | @romangram_com