#برایت_میمیرم_پارت_204


" چه مشکلی ؟ چرا زنگ نزد ؟ اون بلده چطور از کامپیوتر استفاده کنه ، پس مشکل چی بوده ؟ "

" کامپیوتره خراب شده "

" اوه ، نه . نباید این طور شه . ما قراره فردا دوباره اون جا رو باز کنیم . فردا میتونیم باشگاه رو باز کنیم دیگه ؟ "
سرش رو به علامت توافق تکون داد " کارمون با صحنه ی جرم تمومه ، و اون نوارهای زشت زرد رنگ هم از اونجا

کنده شدن " .

یه جوری گفت " نوارهای زشت زرد رنگ " که انگار داره نقل قول میکنه . و من میدونستم که احتمالا مکلنس _ و

کل دپارتمانشون _ بهش درباره ی صحبت هامون گفتن .

دستم رو جوری تکون دادم که یعنی بی خیال این موضوع . با ضرورت گفتم " کامپیوتر "

" من یکی از بچه های کامپیوتر خودمون رو فرستادم اونجا تا ببینیم اون چی کار میتونه بکنه . درست قبل اینکه از

دفتر خارج بشم اونو فرستادم ، و از اون به بعدم خبری ازشون نشنیدم "

موبایلم رو دراوردم و به لین زنگ زدم . وقتی جواب داد ، به نظر یه کم حواسش پرت بود . " بلر ،ما باید یه کامپیوتر

دیگه بگیریم . این یکی تسخیر شده "

" منظورت چیه ، تسخیر شده ؟ "

" کارای عجیب میکنه . به زبان های دیگه ای صحبت میکنه .منظورم اینه که به زبان های دیگه ای تایپ میکنه .

نامفهومه . انگلیسی نیست "


romangram.com | @romangram_com