#برایت_میمیرم_پارت_203
سمت کار من کشیده نشه "
اومد سمت من تا در رو برام باز کنه و کمکم کنه که از ماشین بیام بیرون . بعدم ساکی که سیانا بهش داده بود رو از
صندلی عقب برداشت و رفتیم تو . بعد ساک رو انداخت رو زمین ، بازوش رو به دور کمرم حلقه کرد و من رو برای
یه بوسه ی طولانی و محکم ، به سمت خودش کشید.
منم داشتم با همون شدت جواب بوسه هاش رو میدادم ، که یه دفعه زنگ های خطرم شروع به کار کردن . نفس
نفس زنان تونستم خودم رو کنار بکشم . " من رو بوسیدی ولی نمیتونیم س ک س داشته باشیم . بفرما . بعد از این
که لمسم کردی ، نه گفتم ، پس این حساب میشه "
زیر لبی گفت " شاید فقط میخواستم بوست کنم " و دوباره من رو بوسید .
اره جون عمت . ها ها . واقعا فکر میکرد من باورم میشه ؟
انقدر من رو بوسید که زانوهام داشتن میلرزیدن و انگشت شست پام حلقه شده بود . بعدم با یه قیافه ی از خود
راضی ولم کرد . البته از اون جایی که معلوم بود خودشم تحریک شده ، باعث شد که احساس بهتری داشته باشم.
پرسیدم " لین تونست اسم اون مرده رو از تو فایل پیدا کنه ؟ " . شاید باید این سوال رو زودتر میپرسیدم ، اما
بالانس زدن و اتفاقای بعدش باعث شد یه کم حواسم پرت شه . حالا که همه چی تموم شده بود ، میخواستم بدونم .
" نه هنوز . مکلنس قرار بود به محض اینکه اسم رو پیدا کردن ، به من خبر بده . یه کم بررسی های مقدماتی رو
انجام دادن . لین یه کم با کامپیوتر مشکل داشت "
romangram.com | @romangram_com