#برایت_میمیرم_پارت_194


بلده "

" خیلی خب . من از این جا به بعد رو پیگیری میکنم . اروم باش ، و اگه شانس بیاریم ، یه چند ساعت دیگه میام

دنبالت ، باشه ؟ "

" باشه " خوشحال بودم که منو نصیحت نکرده که چرا سیستم امنیتی رو کار ننداختی . واقعا چه فکری میکردم ؟ اوه

، اره . ساحل . عجله داشتم که فرار کنم .

اون قاتله میتونست تو اخر هفته ، هر موقع که خواسته بره خونم و اونجا منتظر بمونه تا برگردم . فقط این که این

کارو نکرده بود .

شاید اومده و دیده که ماشینم اونجا نیست ، تصمیم گرفته که رفتم خونه ی کس دیگه ای . اما اگه به بدن های عالی

برمیگشت ، ماشینم رو اونجا میدید ، و با خودش فکر میکرد که اونجا بهترین جائه که منتظر من بمونه . چون مطمئنا

برمیگشتم تا ماشینم رو بردارم .

نقشه اش هم عمل کرده بود . فقط شانس محض بود که تا حالا زنده موندم .

بعدش چی کار کرده ؟ نه ، صبر کن _ شاید اون موقع فکر کرده که نقشه اش عمل کرده ، چون خورده بودم زمین ،

و اونم صبر نکرده بود که مطمئن شه . احتمالا فکر کرده که من رو کشته ، تا وقتی که تو اخبار ساعت 01 دیده این

طور نیست _ شاید حتی تا اون موقع هم نفهمیده بود . چون دیگه بیمارستان ها دقیق اطلاعات نمیدن .

پلیس ها که کارت خودشون رو به سینه اشون وصل کرده بودن تا بتونن راحت تو بیمارستان رفت و امد کنن . البته

romangram.com | @romangram_com