#برایت_میمیرم_پارت_191


با خوشحالی گفتم " قبول میکنم . حالا ، لین میتونه فردا بدن های عالی رو باز کنه ؟ " وقتی شرایط مساعده ادم باید

استفاده ببره دیگه ، درسته ؟ من برنده شدم و از اون جایی که یه ادم بزرگم ، از خیرش میگذرم.

99 درصد اطمینان دارم که میتونه " "

" خوبه . هنوزم ماشینم جلوی باشگاهه ؟ "

" نه . کلیدت رو از تو کیفت برداشتم و دادم امروز صبح ماشینت رو ببرن دم خونه ات . جاش امنه "

با کنجکاوی پرسیدم " کی کلیدم رو برداشتی ؟ " چون ندیده بودم همچین کاری رو بکنه .

" دیشب . تو خوابیده بودی "

" حدس میزنم که اوضاع خونه ام مرتبه . پنجره ای چیزی که نشکسته بود ؟ "
" گشتی که رفته بود خونه ات ، گفت همه چیز مرتب بوده . پنجره ها قفل بودن ، و هیچ جای گلوله ای هم نبود که

اون دیده باشه "

" از پرچین پریده بود تا درفرانسوی پشتی رو چک کنه ؟ "

" گفت همه ی درها رو چک کرده . بهش زنگ میزنم و میپرسم که اون دری که میگی رو چک کرده یا نه " یه لحظه

رفت و بعد دوباره اومد پشت خط " سیمون گفت که نیازی نبوده که از پرچین بپره . فقط دروازه رو باز کرده و رفته

تو "

یه ترسی باعث شد که احساس لرز کنم " من همیشه دروازه رو قفل میکنم " فشار انگشتهام به دور گوشی محکم تر


romangram.com | @romangram_com